جستجو در سایت
جدیدترین مطالب
زندگینامه و مبارزات آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای؛ از کودکی تا شهادت
سید علی حسینی خامنهای، دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران، یکی از برجستهترین شخصیتهای علمی، سیاسی و مذهبی معاصر جهان اسلام است. زندگی پربار ایشان، از کودکی در یکی از محلههای فقیرنشین مشهد تا اوجگیری در جایگاه رهبری جهانشمول اسلام، روایتی سرشار از ایمان، ایثار، علم و مجاهدت است. حضرت آیتاللهالعظمی سید علی حسینی خامنهای، که با نثار خون پاک خود در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به فوز عظیم شهادت نائل آمدند، عمر با برکت خود را در راه اعتلای کلمه حق و خدمت به اسلام و مسلمین سپری کردند .
خاندان و نسب
پدر
پدر ایشان، سیدجواد خامنهای (۲۰ جمادیالثانی ۱۳۱۳ نجف – ۱۶ آذر ۱۲۷۴/۱۴ تیر ۱۳۶۵)، از علما و مجتهدان بزرگ عصر خود بود. او در نجف متولد شد و در کودکی همراه خانواده به تبریز آمد. پس از اتمام دورهی سطح، در حدود ۱۳۳۶ قمری به مشهد هجرت کرد و در فقه و اصول از محضر بزرگانی چون حاجآقا حسین قمی، میرزا محمد آقازاده خراسانی (کفائی)، میرزا مهدی اصفهانی و حاج فاضل خراسانی بهرهمند شد. همچنین در فلسفه از محضر آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله یزدی کسب فیض کرد .
سیدجواد خامنهای سپس در ۱۳۴۵ قمری به نجف رفت و از حوزههای درس میرزا محمدحسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و آقاضیاءالدین عراقی بهره برد و از این سه بزرگوار اجازهی اجتهاد دریافت کرد. او پس از بازگشت به ایران، در مشهد اقامت گزید و ضمن تدریس، امامت مسجد صدیقیهای بازار مشهد (مسجد آذربایجانیها) و مسجد جامع گوهرشاد را عهدهدار شد .
پدر بزرگوار ایشان فردی پرهیزگار و بیتوجه به امور دنیوی بود و زندگی زاهدانهای داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با وجودی که فرزندانش به مقامات عالی سیاسی و اجرایی رسیدند، همچنان به زندگی زاهدانهی خود ادامه داد و در رواق پشت ضریح مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد .
نسب شریف
جد اعلای ایشان، سیدمحمد حسینی تفرشی، نسب خود را به سادات افطسی میرساند. شجرهی ایشان به سلطانالعلماء احمد، معروف به سلطان سیداحمد میرسد که با پنج واسطه از اخلاف امام سجاد (ع) است. همچنین آیتالله خامنهای از سوی مادر به محمد دیباج فرزند امام جعفر صادق (ع) نسب میرساند .
مادر
بانو میردامادی (۱۲۹۳ش ـ ۱۳۶۸ش)، مادر آیتالله خامنهای، بانویی زاهد، متشرع، آشنا با آیات قرآن، احادیث، تاریخ و ادبیات بود. ایشان در جریان مبارزه با رژیم پهلوی با فرزندان مبارز خود، بهویژه سیدعلی خامنهای همگام بوده است .
آیتالله خامنهای درباره مادرشان میفرمایند:
«مادرم خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ شناس… و با قرآن کاملاً آشنا بود و صدای خوشی هم داشت. ما وقتی بچه بودیم، همه مینشستیم و مادرم قرآن میخواند؛ خیلی هم قرآن را شیرین و قشنگ میخواند. ما بچهها دورش جمع میشدیم و برایمان به مناسبت، آیههایی را که در مورد زندگی پیامبران است، میگفت.»
دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی
سید علی حسینی خامنهای در ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ شمسی (برابر با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ قمری) در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. او دومین پسر خانواده بود و در یکی از محلههای فقیرنشین مشهد بزرگ شد .
زندگی در فقر و سادهزیستی
زندگی خانوادهی سیدجواد خامنهای، مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده و همراه با قناعت بود. خود ایشان در این باره میفرمایند:
«پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشهگیر… زندگی ما بهسختی میگذشت. من یادم هست شبهایی اتفاق میافتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه میکرد… آن شام هم نان و کشمش بود.»
خانهای که خانواده در آن زندگی میکردند، تنها ۶۰ تا ۷۰ متر بود و فقط یک اتاق و یک زیرزمین تاریک داشت. ایشان میفرمایند:
«هنگامی که برای پدرم میهمان میآمد – و معمولاً پدر بنا بر این که روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت- همهی ما باید به زیرزمین میرفتیم تا مهمان برود.»
در این دوران سخت، مادر ایشان نقش بسزایی در تربیت و شکلدهی شخصیت او داشت. ایشان قرآن را از مادر آموخت و با داستانهای پیامبران از زبان ایشان آشنا شد .
آغاز تحصیل
سیدعلی خامنهای تحصیل را در چهار سالگی از مکتبخانه و با فراگیری قرآن کریم شروع کرد. او دورهی دبستان را در نخستین مدرسهی اسلامی مشهد، «دارالتعلیم دیانتی»، گذراند و در همین دوران، یادگیری قرائت و تجوید قرآن را نیز آغاز کرد .
جالب اینجاست که ایشان خود را تا کلاس سوم دبستان، شاگردی «بسیار بیهوش و تنبل» توصیف میکنند و دلیل این امر را ضعف بینایی خود میدانند که نمیگذاشت تخته سیاه و معلم را بهدرستی ببیند. اما در سالهای بعد، استعداد و توانایی او نمایان شد و شاگرد اول مدرسه گردید .
یکی از خاطرات جالب دوران کودکی ایشان این است که داشتن «کفش بنددار» یکی از آرزوهای کودکیاش بود و گاهی به خاطر لباسهای کهنه، توسط همکلاسیها مسخره میشد که این موضوع گاهی باعث «زد و خورد» میشد .
ورود به حوزه علمیه
تحصیل در مشهد
همزمان با تحصیل در کلاس پنجم دبستان، سیدعلی خامنهای تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز آغاز کرد. شوق وافر او به تحصیلات حوزوی و تشویق والدین سبب شد که پس از اتمام دورهی دبستان، وارد دنیای طلبگی شود .
ایشان تحصیل علوم دینی را در مدرسهی سلیمانخان ادامه داد و بخشی از مقدمات را نیز نزد پدر طی کرد. سپس به مدرسهی نواب رفت و دورهی سطح را در آن به پایان برد. همزمان با تحصیلات حوزوی، دورهی دبیرستان را تا سال دوم متوسطه نیز ادامه داد .
ایشان کتابهای ادبی چون «جامعالمقدمات»، «سیوطی» و «مغنی» را نزد مدرسان مدرسه «سلیمانخان» و «نواب» خواندند. «معالم» را نیز در همان دوره فراگرفتند. سپس «شرائع الإسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدر و مقدارى را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدى» به پایان رساندند. «رسائل» و «مکاسب» را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینى و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدر خواندند .
نکته شگفتانگیز این است که ایشان دوره مقدمات و سطح را بهطور کمسابقه و شگفتآوری در پنج سال و نیم به اتمام رساندند .
سفر به نجف و تحصیل در قم
آیتالله خامنهای که از هیجده سالگی در مشهد، درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ، مرحوم آیتالله العظمی میلانی شروع کرده بودند، در سال ۱۳۳۶ به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و در درسهای خارج مجتهدان بزرگی چون سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی، سید یحیی یزدی و میرزا حسن بجنوردی شرکت کردند. ایشان اوضاع درس و تدریس آن حوزه را پسندیدند و قصد اقامت در نجف را داشتند، اما پدرشان موافقت نکرد و ایشان به ایران بازگشتند .
ایشان از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۳ در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالی در فقه و اصول و فلسفه مشغول شدند و از محضر بزرگانى چون آیتالله العظمی بروجردی، امام خمینی، شیخ مرتضى حائرى یزدى و علامه طباطبائى بهرهمند شدند. در این میان، کلاسهای «جوانپسند» مرتضی حائری و کلاسهای روحالله خمینی را بیش از دیگران پسندید .
در سال ۱۳۴۳، برای مراقبت از پدر که یک چشمش به علت آب مروارید نابینا شده بود، به مشهد بازگشتند و در آنجا به تدریس کتب فقه و اصول و معارف دینی به طلاب جوان و دانشجویان پرداختند .
علاقه به شعر و ادبیات
سیدعلی خامنهای از دوران طلبگی به رمان و شعر علاقهمند بود. ایشان با نام مستعار «امین» شعر میسرود و با برخی از ادیبان خراسان چون محمدرضا شفیعیکدکنی و مهدی اخوانثالث آشنایی داشت . ایشان بیش از هزار عنوان رمان را در مشهد و پیش از حرکت به قم خوانده بودند و نویسندگانی چون لئو تولستوی، ویکتور هوگو و رومن رولان از نویسندگان محبوبشان بودند .
آشنایی با امام خمینی و جرقههای مبارزه
آشنایی با روحالله خمینی در قم و شاگردی او، مقدمهای برای شروع فعالیتهای سیاسی سیدعلی خامنهای شد. با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که اعتراضهای امام خمینی را در پی داشت، سیدعلی خامنهای نیز در جریان مبارزه قرار گرفت .
ایشان درباره آشنایی با امام خمینی میفرمایند:
«من وارد مدرسه حجتیه شدم. دیدم که اعلامیه ایشان به دیوار نصب است. اعلامیه را خواندم. یا سجده کردم یا حالت سجده به من دست داد؛ از اینکه میدیدم یک شخصیت عظیم روحانی، استخوانداری قوی و مقتدر پیدا شده است.»
اولین فعالیت سیاسی ایشان، تکثیر اعلامیههای آیتالله خمینی بود. در جریان اعتراضها به لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، چند بار از قم به تهران رفت و به عنوان شنونده سخنان محمدتقی فلسفی، واعظ مشهور آن سالها شرکت میکرد .
دوران مبارزات پیش از انقلاب
سیدعلی خامنهای پس از استقرار در مشهد و در کنار تحصیل و تدریس، به مبارزات سیاسی و اجتماعی خود ادامه داد. ایشان از مؤثرترین روحانیون مشهد در دوران مبارزات پیش از انقلاب به شمار میرفت. در جریان مبارزات علیه رژیم پهلوی، بارها دستگیر، زندانی و تبعید شد .
ایشان از شاگردان فقهی، اصولی، سیاسی و انقلابی امام خمینی محسوب میشد و تمام توان خود را در راه تحقق اهداف انقلاب اسلامی به کار گرفت. سخنرانیهای روشنگرانه و افشاگرانهی ایشان در مشهد و سایر شهرها، نقش بسزایی در آگاهیبخشی مردم و گسترش موج مبارزه داشت .
پیروزی انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، سیدعلی خامنهای بهعنوان یکی از شخصیتهای کلیدی و مورد اعتماد امام خمینی، مسئولیتهای مهمی را عهدهدار شد .
فعالیتهای سیاسی در دهه اول انقلاب
ایشان در دهه اول انقلاب به فعالیتهای سیاسی گستردهای پرداختند که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- عضویت در شورای انقلاب
- مسئولیتهای کلیدی در نظام نوپای جمهوری اسلامی
- امامت جمعه تهران که از سوی امام خمینی به ایشان محول شد
فعالیتهای ارشادی و تبیینی
سیدعلی خامنهای در کنار فعالیتهای سیاسی، به کارهای ارشادی، تبیینی و روشنگری درباره اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی پرداخت. سخنرانیهای پرشور و مستدل ایشان در نماز جمعه و سایر محافل، تأثیر عمیقی بر اقشار مختلف مردم داشت .
ترور نافرجام توسط منافقین
در ۶ تیر ۱۳۶۰، گروهک تروریستی منافقین، دست به ترور نافرجام سیدعلی خامنهای زدند. در این حادثه، ایشان از ناحیه دست راست به شدت مجروح شدند و تا پایان عمر از ناحیه دست، با مشکلاتی روبرو بودند. اما این حادثه نه تنها اراده ایشان را سست نکرد، بلکه بر عزم و پشتکار ایشان در ادامه راه انقلاب افزود .
دوران ریاست جمهوری
سیدعلی خامنهای در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۶۰ با رأی قاطع مردم به عنوان چهارمین رئیس جمهور ایران انتخاب شد و تا سال ۱۳۶۸ در این سمت باقی ماند. دوران ریاست جمهوری ایشان با حوادث مهمی چون جنگ تحمیلی عراق علیه ایران همراه بود .
فعالیتهای سیاسی و فرهنگی در دوران ریاست جمهوری
در دوران هشت ساله ریاست جمهوری ایشان، ضمن مدیریت کشور در شرایط سخت جنگ، به فعالیتهای فرهنگی و علمی گستردهای نیز پرداختند. ایشان با حضور در جبهههای جنگ، روحیهبخشی به رزمندگان و تبیین ابعاد دفاع مقدس، نقش مهمی در استمرار و پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کردند .
دوران رهبری انقلاب اسلامی
پس از رحلت امام خمینی در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، مجلس خبرگان رهبری، سیدعلی خامنهای را به عنوان دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران انتخاب کرد . ایشان با درک عمیق از شرایط پیچیده داخلی و بینالمللی، کشتی انقلاب را با تدبیر و شجاعت در میان امواج متلاطم حوادث هدایت کردند.
دوران رهبری ایشان، فصل جدیدی از عزت، اقتدار و پیشرفت ایران اسلامی بوده است. ایشان با تکیه بر اندیشههای مترقی امام خمینی و با بهرهگیری از ظرفیتهای عظیم ملت ایران، گامهای بلندی در عرصههای علمی، فناوری، صنعتی و فرهنگی برداشتند.
شهادت و عروج ملکوتی
سرانجام، روح بزرگ و ملکوکی این عالم جلیلالقدر و رهبر آزادگان و مجاهدان جهان، یار و یاور مستضعفان و پناه مظلومان، در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ شمسی، برابر با ۱۰ رمضان ۱۴۴۷ قمری، در جریان حمله جنایتکارانه مشترک شیطان بزرگ آمریکا و رژیم صهیونیستی به ملکوت اعلی پیوست و به فوز عظیم شهادت نائل آمد .
شهادت این رهبر فرزانه و اسلامشناس، ضایعهای جبرانناپذیر برای جهان اسلام و آزادگان عالم بود. ایشان با نثار خون پاک خود، برگی زرین دیگر بر افتخارات انقلاب اسلامی و تشیع افزود و راه پرافتخار شهدای راه حق را تا پای جان پیمود. امام خامنهای با شهادت خود، به زیباترین وجه، هویت انقلابی و دینی خود را به نمایش گذاشت و نشان داد که در مکتب عاشورا، مرگ سرفرازانه، حیات جاویدان را به دنبال دارد. یاد و راهش تا ابد زنده و جاویدان باد .
آثار علمی و فرهنگی
آیتالله خامنهای با وجود همه مسئولیتهای سنگین سیاسی و اجتماعی، شخصیتی علمی و فرهنگی بودند و آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشتند. از جمله آثار ایشان میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
| عنوان اثر | توضیحات |
|---|---|
| ثلاث رسائل فی الجهاد | رسالهای در باب جهاد |
| قرارداد ترک مخاصمه و آتشبس | بررسی موضوع صلح و آتشبس |
| صلح امام حسن علیهالسلام | پرشکوهترین نرمش قهرمانانه تاریخ |
| بازگشت به نهجالبلاغه | شرح و تفسیر نهجالبلاغه |
| العوده إلی نهجالبلاغه | نسخه عربی بازگشت به نهجالبلاغه |
| صحیفه حج | مجموعهای درباره مناسک و معارف حج |
| ترجمه اشک و لبخند | ترجمه کتاب جبران خلیل جبران (چاپ نشد) |
ایشان همچنین سالها به تدریس فقه و اصول در حوزههای علمیه مشهد و قم مشغول بودند و شاگردان زیادی را تربیت کردند که از جمله ایشان میتوان به فرزند برومندشان، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای اشاره کرد .
ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی
سادهزیستی و زهد
آیتالله خامنهای در طول حیات پربرکت خود، همواره به سادهزیستی و دوری از تجملات پایبند بودند. این ویژگی را از پدر بزرگوار خود به ارث برده بودند و تا آخرین لحظات زندگی، زندگیای ساده و بیآلایش داشتند.
تقوا و پارسایی
تقوا و پارسایی از بارزترین ویژگیهای اخلاقی ایشان بود. پدر ایشان نیز فردی پرهیزگار و بیتوجه به امور دنیوی بودند و این صفت در وجود فرزندش نیز به زیبایی جلوهگر بود .
مردمداری و ارتباط با مردم
ایشان همواره با اقشار مختلف مردم ارتباطی صمیمی و نزدیک داشتند و دغدغههای مردم را از نزدیک دنبال میکردند. سفرهای استانی و دیدارهای عمومی ایشان، نشاندهنده این ویژگی بارز بود.
شجاعت و استواری
شجاعت و استواری در برابر دشمنان اسلام و انقلاب، از دیگر ویژگیهای برجسته ایشان بود. ترور نافرجام و آسیبدیدگی دست راست، نه تنها اراده ایشان را سست نکرد، بلکه بر عزم و پشتکارشان برای ادامه راه انقلاب افزود.
نتیجهگیری
زندگی پرفرازونشیب سید علی حسینی خامنهای، از تولد در محلهای فقیرنشین در مشهد تا اوجگیری در جایگاه رهبری و شهادت در راه خدا، سرشار از درسهای بزرگ و عبرتآموز است:
۱. ایمان و توکل به خدا، مهمترین سرمایه یک انسان در راه مبارزه و مجاهدت است.
۲. علم و دانش، در کنار تقوا و تعهد، رمز ماندگاری و تأثیرگذاری در جامعه است.
۳. سادهزیستی و قناعت، نهتنها از کمالات انسانی است، بلکه سرمشق و الگویی برای تمام اقشار جامعه محسوب میشود.
۴. مبارزه با ظلم و استکبار، تا آخرین لحظه زندگی، وظیفهای الهی است که نباید از آن غفلت کرد.
۵. شهادت، زیباترین پایان برای کسانی است که در راه حق و عدالت گام برمیدارند.
یاد، راه و مکتب این رهبر شهید، تا ابد در دلها زنده و جاویدان است و راه پرافتخار او توسط رهبری جدید و ملت شریف ایران، با قدرت و صلابت ادامه خواهد یافت. روحش شاد و راهش پررهرو باد.